سلطاني، شهلا: آقاجان شازده

 

264ص، جلد نرم، 14.5*21.5 سانتي متر

تهران: انتشارات فرزان روز، 2006، چاپ دوم

شابك: 6-255-321-964

 

اين كتاب، نوعي خاطره گويي در قالب اتوبيوگرافي است. بازآفريني گذشته خانوادگي بدون پيش داوري، نمايش دقيق آداب و رسوم و باورها و اخلاقيات اشراف ايران، روايت دلنشين و تا حدي برخوردار از زيبايي شناسي ادبي، و گرايش هاي بازگشت به زادبوم از طرف زني فرهيخته و پرورش يافته در فرهنگ غرب، از ويژگي هاي كتاب «آقاجان شازده» است. نويسنده اين خاطرات كه از يك خانواده معروف و قديمي است، با پيگيري هاي پدربزرگش، «آقاجان شازده»، در نوجواني (دهه 50 ميلادي) به انگلستان و بعدها به سويس مي رود تا زير نظر نويسنده نامدار «سيد محمد علي جمالزاه» به «تحصيلات عاليه» بپردازد. و اما «آقاجان شازده» يا «معتمدالدوله»، پسر دردانه «ظل السلطان»، فرزند ارشد «ناصرالدين شاه» بود. «آقاجان شازده» به تحصيل فرزندان و نوه هاي خود توجه زيادي نشان مي داد و تا حد استبداد راي، آنها را به اجراي فرامين آموزشي خود وا مي داشت. نكته هاي طنزآميز و شوخ طبعي راوي كتاب، آن را خواندني كرده است. نقل خاطره كتك خوردن پدر نويسنده از دست زنان برهنه درون حمام و يا تغيير شكل پيشخدمت و راننده‌ «آقاجان شازده» پس از مرگ، نمونه هايي از توانايي داستان پردازي نويسنده است.